تبليغاتX
من وتنهائی
آلبوم چهارم آريان منتشر شد.نام اين آلبوم بی تو ،باتو نام دارد.

این آلبوم شامل 14 قطعه صوتی و 4 قطعه تصویری است که در قالب های ( VCDو CD ) ،

( CD و DVD ) و نیز نوار کاست عرضه خواهد شد .

آهنگ مشترک گروه آریان و کریس دی برگ نیز از قطعات صوتی و تصویری این آلبوم خواهد

بود .

 | 

نگاهم کرد...

 

نگاهش کردم...

 

لبخندی زد و لبخند زدم.دلم گفت:آفرین.عقلم گفت:وای!!

 

دوست شدیم!

 

****

 

گریه میکرد.

 

گریه کردم.پا به پایش!

 

سرش را روی شانه هایم گذاشت.

 

گفت:دوستیم؟منو برای خودم میخوای؟

 

با قاطعیت گفتم:آره

 

گفت:جا نزنیا!

 

گفتم:هیچوقت.

 

دلم گفت:آفرین.عقلم گفت:وای!

 

******

 

اشک در چشمانم حلقه زد.

 

گریه میکردم و نفهمید.

 

خواستم به او تکیه بدم ولی نبود.

 

پشتم خالی شد و با مخ روی زمین افتادم.

 

آخ!

 

****

 

دوباره برگشت.با چشمانی گریان:میبخشی؟

 

لبخند زدم.دوباره!

 

ـ:مهم نیست.                        

 

ـ:چرا هست.میبخشی؟

 

ـ:آره.

 

ـ:دوستیم؟

 

ـ:شک نکن!

 

به شانه هایم تکیه داد.صاف ایستادم تا زمین نخورد.آخر دوست من بود!

 

دلم گفت:آفرین.عقلم فریاد زد:وای!

 

*****

 

میخواستم به کسی تکیه دهم.دلم گرفته بود...

 

 | 

قصه از اینجا شروع  شده بود که نجوا  دلش خیلی  گرفته بود . . . 

 

روزای بدی رو  داشتیم  پشت سر میذاشتیم . . .  این قدر  بد  بود  که  داشتیم از بدیش  حالت  تهوع

 

می گرفتیم . ..   هر باز اروز میکردیم  کاش  نزدیک هم بودیم و  می تونستیم  سر  رو  شونه های هم  بزاریم

 

و  گریه  کنیم . . . 

 

( بماند که از  لطف  زیاد مردای تنهای  شبمون همیشه ی خدا یا نگرانیم  یا دل تنگ  یا میخوایم  جا بزنیم و

 

میخوایم  بزنیم  کاسه  کوزه رو بشکنیم )

 

نجوا : دلتنگ دلتنگم . . . بی تاب بیتابم . . . امشب نمیخوابم . . . بیدار بیدارم . . .

 

آفتاب: دلتنگ آشنایی میان بیگانگان دلتنگ عزیز از دست رفته  دلتنگ تو عشقت  و صدای مبهمی که شبا زیبا

 

ترین نجواهای عشق رو  زیر گوش  شب زمزمه وار  تکرار می کنه  تا شاید جا بگیره توی  آغوشی که

 

آغوشش نیست . . .

 

دلتنگ بودنی هستم که از تلخیه  قهوه ته فنجونم نقش می بنده . . .  دلتنگه تو . . .

 

نجوا : دلتنگ یه قطره بارون . . . یه لحظه ارامش . . . یه صدای گرم . . . یه دوست . . .

 

آره . . . دل تنگ تو . . .

 

آفتاب : دلتنگ عشقی ام که که نیست دلتنگ هوایی ا م که تنگی نفس بهم  هدیه کنه  . . . دل تنگ آدمی ام که بی

 

حوا باشه . . .

 

دلتنگ دلی ام که نیست . .  دلتنگ بارونی ام که با هر زجه اش بودنتو ثابت کنه . . . دلتنگ تو که گرمای

 

دستاتو می فهمم . . .  گرمای تنتو حس می کنم . . .

 

دلتنگ تویی که جای  لب هات هنوز  نقش  لبامه . . .

 

دلتنگ تویی که بوی  نفست توی  اتاقم بی حضورت پیچیده . . . .

 

دلتنگ خدایی که تورو بارونو هواتو نفستو گرماتو  دلتنگیتو عشقت رو تو سفید ترین  و پاک ترین روزش

 

نصیبم کرد . . .  آره  هنوزم تو کوچه پس کوچه های دلم  دلتنگه دل تنگه  تو  و رد پای بوسه هاتم . . .

 

عجیب بوی  غریب دلتنگی گرفتم . . .  حس میکنی؟

 

نجوا : . . . .

 

دیگه جوابمو  نداد  حالا  چرا شو میدونم  . . . شاید از  بس  حرف  مزخرف  تحویلش دادم . . .

 

بهش  اس ا م اس دادم  کجایی بانو؟ باز  هذیون گفتم ؟

 

جواب  داد اینجام . . . نه اگه چیزی نگفتم واسه این بود که نمیدونستم چی باید بگم . . .  تو حرفات مثل لالایی

 

بارونه . . .

 

جواب دادم  اخ ببخشید  پس از خواب بیدارت  کردم؟

 

گفت اره   بیدارم  کردی. . . 

 

دیگه جواب ندادم تا اروم بخوابه  با لالایی بارون . . .  

 

 | 

سلام

 

 

وقتی محرم میاد تازه یاد امام حسین(ع) می افتیم.

یاد مصیبتاش!

یاد بچه های امام حسین(ع)که اون روز چی کشیدند. به خصوص حضرت رقیه(س).

.

.

.

.

.

مگه ما چند تا محرم زنده ایم؟

خيلی بخواهيم زنده بمونيم 60 ساله.

چرا همش باید تو محرم ياد آقامون باشيم؟

مگه ماههاي ديگه نمي تونيم عزاداری كنيم و ياد آقا باشيم؟

به قول يك عزيزی وقتی محرم تموم ميشه ما يادمون ميره واسه چی و واسه كی عزاداری ميكنيم؟

اون وقت ما امام حسين را فراموش ميكنيم.

تا سال بعد نزديك محرم كه ميشه دوباره دلمون واسه آقامون پر می كشه.

آخه آقامون ميادو بهمون تلنگر می زنه كه من دارم ميام.

.

.

.

.

.

قربونت برم آقا كه مهربونی و ما رو فراموش نمكنی.

اما ما ...............

چی بگم.

بهتره نگم. اين طوري خيلی بهتره.....

 

 

 

 

ايام عزادارای سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) را به همه ی دوستان تسليت می گويم.

 

 | 

اينجا یه شروعه برای یه پایان

 

شروعی برای گفتن و آغازی برای نگفتن

 

گفتن برای تو که نمی شناسمت

 

نگفتن برای تو که می شناسمت

 

خیلی طول کشید تا به این جا رسیدم

 

به آخر خط

 

آخر خطی که فکر می کردم آغاز عاشق شدن بود

 

اما وقتی رسیدم آخرش دیدم که هیچی نبود

 

فقط یه سراب زیبا و هوس انگیز

 

سرابی که من رو غرق کرد

 

غرق در سیاهی

 

سیاهی که تمومی نداره

 

شبی که صبح نداره

 

همه دست به دست دادن تا من غرق شدم

 

یه لحظه هایی فکر می کردم که یه نفر اومده برای نجات

 

اما اون غریق نجات من رو هل داد به اعماق سیاهی

 

سیاهی من پایان نداره

 

شب من سپیده نداره

 

ای کاش امشب که می خوابم دیگه بیدار نشم

 

ای کاش سیاهی شب انقدر قدرت داشت که می تونست سیاهی دریای من رو از بین ببره

 

ای کاش تو نبودی

 

و ای کاش الان که هستی دیگه نبینمت

 

ای کاش بتونم فراموشت کنم

 

ای کاش بتونم فریاد بزنم

 

ای کاش بتونم بگم من اشتباه کردم

 

ای کاش بتونم قبول کنم همش تقصیر خودم بود

 

اما می دونم که نبود

 

ای کاش اونی که زندگیمو نابود کرد

 

اسمش عاشق نیود

 

ای کاش می تونستم ازش متنفر باشم

 

ای کاش امشب خلاص بشم

 | 

جهت کپي URL فيد RSS اين وبلاگ کليک کنيد
چيست ؟ RSS

Powered by BLOGFA.COM


SongCode.blogfa